پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی

برای دیدن زیررده‌ها بر روی "◄" کلیک کنید:

توضیح مفهومی

اسلام

اسلام: گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی الله علیه و آله.

واژه اسلام افزون بر معنای یاد شده بر خود آیین و شریعت آسمانی آن حضرت نیز اطلاق شده است.

تفاوت اسلام به مفهوم نخست با ایمان، در آن است که اسلام، گرویدن به آیین حضرت محمد صلّی الله علیه و آله در زبان همراه با اعتقاد قلبی و عمل به احکام و دستورهای آن می‌باشد. البته برای ایمان دو معنای دیگر نیز ذکر شده است؛ یکی عام که هم معنای با اسلام است و دیگری خاص که عبارت است از اعتقاد داشتن و پذیرش ولایت و امامت دوازده امام معصوم علیهم السّلام 1 (--» ایمان) .

از این عنوان در بیشتر باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، جهاد، تجارت، وصیّت، نکاح، نذر، کفّارات، صید و ذباحه، شفعه، احیاء موات، لقطه، حدود و قصاص سخن رفته و مهم ترین مباحث کلّی آن عبارت است از:

راه ثبوت: برای ثابت شدن اسلام فرد سه راه ذکر شده است:

1. گفتار: کسی که شهادتین (اَشهَدُ أَن لا الهَ اِلا الله و أَشهَدُ اَنّ مُحَمُداً رَسولُ الله) یا ترجمه آن دو را به هر لغتی بر زبان آورد، به اسلام او حکم می‌شود. 2 در صورت لال بودن، اشاره‌ای که بیانگر آن باشد، کفایت می‌کند. 3

حکم یاد شده، اختصاص به کافر اصلی دارد، امّا کیفیّت تحقّق اسلام در مرتدّ (--» ارتداد) به نوع ارتداد و منشأ آن بستگی دارد. اگر منشأ ارتداد، انکار توحید و رسالت بوده، گفتن شهادتین کفایت می‌کند و چنان چه منشأ آن، انکار برخی ضروریات مانند وجوب نماز و حرمت زنا بوده است، علاوه بر شهادتین، اقرار به آنچه انکار کرده نیز لازم است؛ هر چند برخی، گفتن شهادتین را در این فرض لازم ندانسته‌اند. 4

2. کردار: به جا آوردن اعمالی مانند نمازهای یومیّه، روزه ماه رمضان و حج که ویژه مسلمانان است، بر مسلمانی انجام دهنده آن‌ها دلالت می‌کند، البته به

شرطی که پیشینه کفر نداشته باشد. در صورت داشتن پیشینه، در دلالت انجام اعمال یاد شده بر اسلام وی اختلاف است. قول به عدم دلالت، به مشهور نسبت داده شده است. 5

3. تبیعیّت: تبعیّت بر سه گونه است:

یک - تبعیت از پدر و مادر: فرزند نابالغ، تابع پدر و مادر خویش است. بنابراین، اگر والدین یا یکی از آنان مسلمان باشند، فرزندان نابالغ ایشان نیز محکوم به اسلام هستند. 6

دو - تبعیت از اسیر کننده: کودکی که جدای از پدر و مادر به اسیری مسلمانی در آمده است، در این که به تبع اسلام اسیر کننده اش محکوم به اسلام است یا نه و یا تنها در طهارت بدن تابع او است، نه سایر احکام، اختلاف است. 7

سه - تبعیت از دار الاسلام: کودکی که در سرزمین اسلامی (--» دار الاسلام) یا سرزمین کفر که مسلمانان نیز در آن جا زندگی می‌کنند، پیدا شده است (--» لقیط) ، به اسلام او حکم می‌شود 8 (--» تبعیّت) .

اسلام مُراهق: در تحقّق اسلام نوجوان ممیّز نزدیک به بلوغ از کفّار با اقرار به شهادتین، اختلاف است 9 (--» مراهق) .

اسلام مُکرَه: فردی که با اکراه (--» اکراه) به اسلام گرویده است، اگر از اهل کتاب (--» اهل کتاب) نباشد، از او پذیرفته می‌شود، امّا اکراه اهل کتاب به اسلام صحیح نیست. 10

آثار اسلام: در شریعت مقدّس بر پذیرش اسلام آثاری بار شده است که مهم ترین آن‌ها عبارتند از:

1. ساقط شدن حقوق الهی (--» حق) - اعم از حقوق مالی مانند زکات، خمس و کفّارات؛ و حقوق غیر مالی مانند نماز، روزه و حج - که قبل از اسلام از کافر فوت شده است. البته حق الناس مانند بدهی ساقط نمی‌گردد و باید ادا شود (--» قاعده جُبّ) .

2. پاک گردیدن بدن و رطوبت‌های آن.

3. محترم بودن خون، مال و فرزندان نا بالغ وی. بنابر این، کشتن او و گرفتن مال وی به زور و نیز تعرّض به فرزندان

کوچک او از قبیل به اسیری گرفتن، جایز نیست. البته دارایی‌های غیر منقول کافری که در دار الکفر به اسلام گرویده است - مانند زمین و باغ و بوستان - در صورت فتح آن‌ها به دست مسلمانان، غنیمت آنان است. 11

4. جریان احکام اسلام نسبت به فرزندان نا بالغ او از جهت تبعیّت.

5. محدود شدن همسران: کافری که بیش از چهار زن دارد، پس از پذیرش اسلام افزون بر چهار زن را باید رها کند. 12

6. وجوب ختنه: بر کافر مسلمان شده، ختنه واجب است؛ هر چند کهنسال باشد. 13

شرطیّت اسلام در تکلیف: در این که توجّه تکلیف به انسان مشروط به مسلمان بودن او است یا خیر و به تعبیر دیگر، در این که اسلام شرط تکلیف است تا کافر مکلّف به فروع نباشد، یا تنها صحّت انجام تکلیف، مشروط به اسلام است، نه اصل تکلیف، اختلاف می‌باشد. نظر مشهور، قول دوم است. 14

شرطیّت اسلام در صحّت عمل: صحّت امور بسیاری در فقه مشروط به اسلام است از جمله عبادات (اعمالی که صحّت آن‌ها منوط به قصد قربت است) مانند نماز، روزه و حج که از کافر صحیح نیست. 15 صحّت نیابت در عبادات نیز مشروط به اسلام است. بنابراین، نیابت کافر از مسلمان و عکس آن، صحیح نیست. 16

شرطیّت اسلام در سایر امور:

1. تجارت: در کسی که می‌خواهد مالک برده مسلمان شود خواه با خریدن یا غیر آن، اسلام شرط است. 17

2. نکاح: کفو بودن زن و مرد در دین، از شرایط صحّت نکاح است. بنا بر این، ازدواج (--» ازدواج) مسلمان با کافر غیر کتابی و نیز زن مسلمان حتی با کافر کتابی صحیح نیست. 18 در صحّت ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی اختلاف است، مشهور میان متأخران حرمت ازدواج دائم با آنان است. 19

3. ولایت: کافر بر مسلمان ولایت ندارد. بنابر این، اگر مُوَلّی علیه مسلمان باشد، ولیّ او نیز باید مسلمان باشد 20 (--» ولایت) . در وصیِّ شخص مسلمان،

اسلام شرط است 21 (--» وصیّت) کافر بر مسلمان حق شفعه پیدا نمی‌کند (--» شفعه) .

4. احیاء موات: در این که صحّت تملّک زمین موات احیا شده، مشروط به اسلام احیا کننده می‌باشد، اختلاف است 22 (--» احیاء موات) .

5. لقطه: جریان حکم التقاط بر یابنده لقیط (کودک گم شده) مسلمان یا کسی که در حکم مسلمان است، مشروط به اسلام یابنده است 23 (--» لقیط) .

6. عتق: اسلام، در برده‌ای که به عنوان کفّاره (--» کفّاره) آزاد می‌شود، شرط است. 24

7. مستحق کفّاره: فقیری که کفّاره به او داده می‌شود باید مسلمان باشد. 25

8. تذکیه: از شرایط صحّت ذبح (--» ذبح) ، نحر (--» نحر) و شکار (--» صید) ، مسلمان بودن ذابح، نحر کننده و شکارچی است 26 (--» تذکیه) .

9. نذر: به قول مشهور، در صحّت نذر، اسلام نذر کننده شرط است 27 (--» نذر) .

10. قذف: کسی که به زنا یا لواط متهم شده است، با مراجعه به حاکم می‌تواند برای قذف کننده درخواست اجرای حدّ قذف (هشتاد تازیانه) کند، به شرط آن که قذف شونده مسلمان باشد. 28

11. قصاص: از شرایط قصاص، هم کیش بودن فرد کشته شده و قصاص شونده است. بنا بر این، مسلمان در برابر کافر قصاص نمی‌شود. و تنها دیه او در صورت ذمّی بودن (--» اهل ذمّه) باید پرداخت شود. 29

1 - جواهر الکلام 6 59 و 33 197.

2 - 41 630.

3 - 38 181.

4 - 41 630 - 631.

5 - مسالک الافهام 15 32 و جواهر الکلام 41 623 - 624.

6 - جواهر الکلام 38 183 و 39 25.

7 - 21 136؛ 33 202 و 38 184.

8 - 38 181.

9 - العروة الوثقی 1 142 و جواهر الکلام 33 203.

10 - جواهر الکلام 32 13 و 41 و 623.

11 - 21 143.

12 - 30 56.

13 - 31 263.

14 - الحدائق الناضرة 3 39 و جواهر الکلام 16 327.

15 - جواهر الکلام 16 327 و 17 و 161.

16 - 356 - 357 و مستمسک العروة 11 7 - 11.

17 - جواهر الکلام 22 334.

18 - 30 92.

19 - 155.

20 - 29 206.

21 - 28 405.

22 - 38 11 - 15.

23 - 160 - 161.

24 - 33 195 - 198.

25 - 269 - 270.

26 - 36 26 و 79.

27 - 35 356 - 357.

28 - 41 417 - 418.

29 - 42 15.

منابع

  1. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 482

اصطلاح‌نامه

یادداشت دامنه

مقصود، مسلمان بودن (اختیار اسلام و ایمان) است به همین جهت زیر مجموعه افعال جوانحی قرار گرفته است.

اعم

اعتقاد ( فقه )

اخص

اسلام احیا کننده موات، اسلام حاضنه، اسلام حاکم جهاد، اسلام ذابح، اسلام شارب مسکر، اسلام شاهد، اسلام شفیع، اسلام صیاد، اسلام عاقد امان، اسلام قاسم، اسلام قاضی، اسلام کاتب قضاوت، اسلام کافر، اسلام متبایعان، اسلام محبوٌّ منه، اسلام محلّل، اسلام مست، اسلام مستحق کفاره، اسلام ملتقط، اسلام موصی، اسلام میت، اسلام وارث، اسلام ولد الزنا، ایمان ( خاص )
به لحاظ عبادت کننده:
اسلام امام جماعت، اسلام حج گزار، اسلام روزه دار، اسلام زکات دهنده، اسلام غسال، اسلام معتکف، اسلام موذن، اسلام ناذر، اسلام نایب حج، اسلام نایب قربانی، اسلام نمازگزار

وابسته

آزادی اقتصادی ( فقه )، ارکان اسلام، استبصار ( فقه )، اظهار اسلام، اظهار شعائر اسلام، اعتقاد به خدا ( فقه )، اعتقاد به رسالت پیامبر (ص)، الگوی مصرف، برائت از اسلام، بینه اسلام، تغلیب اسلام، توسعه اقتصادی، توسعه انسانی، توسعه سرمایه انسانی، تیمم قبل از اسلام، جهاد در صدر اسلام، جهاد قبل از دعوت به اسلام، دعوت به اسلام، دعوی ارتداد اکراهی، دعوی اسلام، رشد اقتصادی، زمین سرزمین اسلام، زمین کفار با قبول اسلام، سپاه اسلام، شک در وجود خدا، شهادت بعد از اسلام، شهادت به اسلام، طهارت با اسلام، عدالت اقتصادی، عده با قبول اسلام، غسل بعد از اسلام، غنیمت در اسلام، قاعده جب، کافر ( فقه )، مشارکت اجتماعی، نظام سیاسی اسلام، هتک اسلام، وضوی قبل از اسلام

نمایه‌های موضوعی

جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین سایر موضوعات، از طریق واژگان کنترل شده(اصطلاح‌نامه).

برای دسترسی به نمایه‌های شامل واژه اسلام ( فقه ) به زیرصفحه اسلام ( فقه )/نمایه‌های موضوعی مراجعه کنید. == منابع ==index.php?catid=50

  • التمهید فی علوم القرآن جلد 6 : صفحه 265
  • الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة جلد 2 : صفحه 162
  • الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة جلد 7 : صفحه 208
  • الفقه جلد 81 : صفحه 211
  • الفقه جلد 86 : صفحه 255
  • المبسوط فی فقه الامامیة جلد 3 : صفحه 341
  • الموسوعة الفقهیة (الکویتیة) جلد 4 : صفحه 259
  • الموسوعة الفقهیة (الکویتیة) جلد 7 : صفحه 315
  • الموسوعه الفقهیه المیسره جلد 3 : صفحه 255
  • النضید فی شرح روضة الشهید جلد 9 : صفحه 334
  • تبصرة المتعلمین : صفحه 142
  • تحریرالمجله جلد 2 : صفحه 10
  • تحریرالوسیله جلد 1 : صفحه 131، 392
  • تحریرالوسیله جلد 2 : صفحه 146، 234
  • ترجمه تحریرالوسیله جلد 4 : صفحه 159
  • جامع المقاصد فی شرح القواعد جلد 3 : صفحه 109
  • جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد 17 : صفحه 356
  • جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد 33 : صفحه 195
  • جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد 36 : صفحه 26، 79
  • جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد 38 : صفحه 261
  • جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد 6 : صفحه 57
  • ریاض المسائل جلد 8 : صفحه 165
  • سلسلة الینابیع الفقهیة جلد 16 : صفحه 228
  • سلسلة الینابیع الفقهیة جلد 31 : صفحه 95
  • سلسلة الینابیع الفقهیة جلد 36-1 : صفحه 251
  • سلسلة الینابیع الفقهیة جلد 36-2 : صفحه 100، 107، 110، 121، 123، 143
  • شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام جلد 3 : صفحه 204، 290
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 482
  • فقه الامام جعفرالصادق جلد 6 : صفحه 292
  • فقه السنة جلد 2 : صفحه 356
  • مبسوط در ترمینولوژی حقوق جلد 1 : صفحه 378
  • مجله فقه اهل بیت : صفحه 59
  • مجله پژوهشهای قرآنی جلد 11 : صفحه 173
  • مجله پژوهشهای قرآنی جلد 5 : صفحه 7
  • مجله پژوهشهای قرآنی جلد 7 : صفحه 70
  • مجله پژوهشهای قرآنی جلد 9 : صفحه 26، 176، 180
  • مجمع الفائدة و البرهان جلد 10 : صفحه 397
  • مجمع الفائدة و البرهان جلد 11 : صفحه 69
  • مجمع الفائدة و البرهان جلد 13 : صفحه 186
  • مجمع الفائدة و البرهان جلد 6 : صفحه 156
  • مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام جلد 2 : صفحه 162
  • مستمسک العروة الوثقی جلد 2 : صفحه 115
  • مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة جلد 13 : صفحه 203
  • مهذب الاحکام جلد 12 : صفحه 236
  • مهذب الاحکام جلد 2 : صفحه 103
  • مهذب الاحکام جلد 22 : صفحه 336
  • مهذب الاحکام جلد 23 : صفحه 55، 354
  • موسوعة فقه ابراهیم النخعی جلد 1 : صفحه 278