پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی

توضیح مفهومی

استغاثه: فریاد خواهی برای رهایی از گرفتاری.

به فریادجو ' مُستغیث ' و به فریادرس ' مستغاث ' گفته می‌شود و از آن در باب هایی مانند صلات، طلاق، قضاء و حدود به مناسبت سخن رفته است.

استغاثه، در صورتی که حفظ جان، مال یا ناموس محترم، متوقّف بر آن باشد، واجب و ترک آن حرام است. 1 همچنین اگر فردی نزد قاضی برای احقاق حق خویش علیه کسی استغاثه نماید، اجابت او بر قاضی واجب است. 2

برخی فقها، تدرّج (گام به گام پیش رفتن) را در مقام دفاع از خویش واجب می‌دانند (--' دفاع) . بنا بر این، در مرحله نخست باید با استغاثه و فریاد خواهی، دشمن را دفع کرد و در صورت نتیجه نگرفتن، به مرحله بالاتر یعنی دفاع فیزیکی (با دست و پا) که آن هم دارای مراحلی است، روی آورد. 3 برخی ناتوانی از دفع مکرِه را - هر چند از راه استغاثه - در تحقّق اکراه (--' اکراه) شرط دانسته‌اند. 4

از جمله نمازهای مستحبی، نماز استغاثه است (--' نماز استغاثه) .

1 - جواهر الکلام 41 650.

2 - 40 134.

3 - المبسوط 8 75 - 77 و قواعد الاحکام 3 571.

4 - جواهر الکلام 32.

منابع

  1. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 438

اصطلاح‌نامه

مترادفات

از واژه «مستغیث» بجای واژه‌های زیر استفاده کنید:

فریاد جو

اعم

انسان ( فقه )

وابسته

استغاثه ( فقه )، مستغاث

منابع

  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع) جلد 1 : صفحه 438